ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
364
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
72 - ربّ طمع كاذب . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : بسا طمعى كه دروغ باشد . شارح گويد : يعنى در پى طمعت مرو چون در بيشتر اوقات به وقوع نمىپيوندد و زيان طمع ميان مردم مشهور و شايع است . 73 - البغى سائق الى الحين . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : ستم كردن ( آدمى را ) به هلاكت سوق مىدهد و مىراند . شارح گويد : بغى تجاوز است و از باب ( رمى يرمى ) است تجاوز و زياده روى از اندازه اى كه حدّ چيزى است ستم مىباشد ، و حين به فتح به معناى نابودى است و قد حان الرّجل يعنى هلاك شد و باب آن باع است و احانه اللَّه ( خدا هلاكش كند ) در مختار الصحاح چنين آمده است . معناى كلمه اين است كه نفست را نگاهدار كه از اندازه اى كه برايت معين شده است تجاوز نكند ، زيرا اين عمل انسان را به افتادن در زيب و زينت سوق مىدهد ، و ننگ و عيب منجرّ به هلاكت و نابودى مىشود . 74 - فى كلّ جرعة شرقة و مع كلّ اكله غصّة . امير مؤمنان ( ع ) فرمايد : در هر جرعه اى يك بار آب به گلو ماندن است و با هر طعامى يك بار به گلو گرفتن است . شارح گويد : الجرعة من الماء به ضمّ ( ج ) يك جرعه از آن است و شرقه از شرق ( به فتح ش - ر ) آنچه در گلو بگيرد ، و به معناى غصه است ، و اكله به ضم ( الف ) يك لقمه است ، و غصّه از غصص به فتح ( غ - ص ) مصدر غصصت بالطعام به كسر از باب علم يعلم ، مىباشد . معناى كلمه اين است كه - در جهان راحتى بى درد و نعمتى بدون نقمت نيست ، بلكه زشت و زيبا كم و زياد و درست و فاسد درهم آميخته است ، چون جزيى از درهم ( سكَّه نقره ) كه قسمت آخر آن است هم ( اندوه ) مىباشد و آخر كلمه دينار ( سكَّه زر ) نار ( آتش ) است ، بنا بر اين دنيا جاى عبرت گرفتن است پس اى صاحبان بينش عبرت بگيريد . 75 - من كثر فكره فى العواقب لم يشجع . امير مؤمنان ( ع ) فرمايد : هر كه در فرجام كارها بسيار بيانديشد شجاع نباشد .